خواجه نصير الدين الطوسي
143
روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )
يعنى او را برانگيز و در حركت آور تا مغلوبىاش بغالبى بدل شود ، و چون اوّل درجهء نفس بر اين طيران ادراكات حسّى انفعاليست اولى [ 114 ] أجنحة گويد يعنى نظرش ضعيف باشد چنان نمايد كه او را يك پرش برنيامده است و چون ادراكات حسّى بتصوّر نفسى پيوندد مثنى گويد يعنى از تخيّلات جزوى بتصوّرات كلّى متوجّه گردد و ابتداى قوّت نظرش با ديدار آيد و چنان نمايد كه او را دو پر برآمده است ، و چون تصوّر نفس بعلم عقلى متّحد شود ثلاث گويد زيرا كه آنجا قوّت نظرش بكمال رسد و چنان نمايد كه او را سه پر برآمده است ، و چون كمال تحقيق علم عقلى به تعيين ذاتى لازم آيد رباع گويد زيرا كه آنجا قوّت نظرش در حقائق نامتناهى شود ، چنان نمايد كه او را چهار پر برآمده است و او بغاية الغايات و نهاية النّهايات مراتب كه همچنين مرتبهء چهارم است برسد و همچنين اقتربت السّاعة و انشقّ القمر آنكه چون قيامت كه حكم آخرت است نزديك رسيد امور عالم كون فساد كه ماه مستولىء آن است كه دست از هم بداد ، و نيز از آيات قرآن چند عبارت مىآيد بر يك معنى مقدّر كه هم بر ظاهر حمل كنند احكام مختلف ( كه ) متباعد نمايد و پر حيرتى هر چه تمامتر ادا كند ، و چون بتأويل حقيقت آن رجوع كنند احكام متوافق باشد و متقارب بر ترتيب وجود مقدّر باشد ، يكى اينكه فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ يعنى آنجا خير و شرّ را بمثقال ذرّه جزا خواهد بود ، يكى مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى إِلَّا مِثْلَها يعنى آنجا هر حسنه را ده چندان جزا خواهد بود و هر سيّئه را بمانند آن ، يكى اينكه يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ يعنى آنجا جملهء سيّآت بحسنات بدل خواهد شد ، يكى إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ، يعنى آنجا جملهء گناهان